
قیصر امین پور یه جا میگه: قطار میرود/ تو میروی / تمام ایستگاه میرود / و من چقدر ساده ام / که سالهای سال در انتظار تو / کنار این قطار ایستاده ام / و همچنان / به نرده های ایستگاه رفته / تکیه داده ام. - من آسوده بودم که نمیری چون، نه قطاری بود نه ایستگاهی اما! تو رفتی، -بدون قطار- ولی منِ ساده سال های سال میان این صفحهات زمخمت و پر تکرار به روی چشم هایم ایستاده ام در انتظار تو
برچسب:
نویسنده: شیوا قنبریپور
کاش جایی بود که میشد از اونجا نگاهت کرد
برچسب:
نویسنده: شیوا قنبریپور
هنوزم کارم اینه مرور خاطرات تو بدونت
برچسب:
نویسنده: شیوا قنبریپور
اینقدر به تو فک کردم که خودمو فراموش کردم،
حالا دل تنگ خودمم، کسی که دیگه نیست
برچسب:
نویسنده: شیوا قنبریپور
گم شدم، دوباره تو جنگل چشات گم شدم!
آره، دیدمت، با همون چشمها.... دوباره آشوبم کردی
همه روز هایی که به سختی گذشت با همه ی تلخی هاش، خنجری شد و، به قلبم نشست
و حالا همه چی خلاصه شده تو یه سوال
تو با آن چشم ها با اون نگاه گرم و صمیمی! چطوری تونستی دیگه برنگردی؟!
برچسب:
نویسنده: شیوا قنبریپور
نادر ابراهیمی میگه: عشق به اعتبار مدت دوامش عشق است؛ نه شدت ظهورش...!
و من این را با تمام وجود درک میکنم، تو چطور؟
برچسب:
نویسنده: شیوا قنبریپور
فراموشی؟ هه!
هرچیزی منو یاد تو میندازه! مخصوصا دلتنگی
یه دلتنگی کوتاه همه چی رو برمیگردونه
همه چی.......جز تو.
برچسب:
نویسنده: شیوا قنبریپور
خوش باشی هرجا که هستی / یادتم هرجا که هستم
من به رومم نمیارم / که چقد بی تو شکستم
جنگل از بیرون قشنگه / از تو که چندتا درخته
این که محکم باشی اما / از درون بخشکی سخته
برچسب:
نویسنده: شیوا قنبریپور
اون همه بی قراریو، این همه بی وفایی؟!!!
شاید من اشتباه میکنم، شاید همش یه خوابه
کاش بیدار شم با صدای تو.
برچسب:
نویسنده: شیوا قنبریپور
بی تو زنده موندم ولی زندگی نکردم
همین زنده موندن هم مثه مرگیه که هر لحظه تکرار میشه
برچسب:
نویسنده: شیوا قنبریپور
یادت می افتم، با گریه میخندم
رو کل دنیا چشمامو میبندم
رو هرچی دارم حتی رو آینده ام
چشمامو میبندم
برچسب:
نویسنده: شیوا قنبریپور
گرچه نمیپرسی، دیگه تو از حالم
بدجور داغونم، ماه شب تارم
باید تو باشی تا، بهتر بشه اوضاع
اصلا بره کابوس، روشن بشه شب ها
برچسب:
نویسنده: شیوا قنبریپور
تو رو که نمیشه، میخوام خودمو فراموش کنم، اما
مشت مشت خاکی رو که ریختم روی قلبم
یه نسیم از خاطراتت میبره کلا
برچسب:
نویسنده: شیوا قنبریپور
تو رفتی و راحت شدی، من موندمو سوختم
هم اون راحت شدن خوبه و هم این سوختن
اون برای تو و این برای من
برچسب:
نویسنده: شیوا قنبریپور