خرید بک لینک

قطار

قیصر امین پور یه جا میگه: قطار میرود/ تو میروی / تمام ایستگاه میرود / و من چقدر ساده ام / که سالهای سال در انتظار تو / کنار این قطار ایستاده ام / و همچنان / به نرده های ایستگاه رفته / تکیه داده ام. - من آسوده بودم که نمیری چون، نه قطاری بود نه ایستگاهی اما! تو رفتی، -بدون قطار- ولی منِ ساده سال های سال میان این صفحهات زمخمت و پر تکرار به روی چشم هایم ایستاده ام در انتظار تو

برچسب: نویسنده: شیوا قنبری‌پور تاريخ: شنبه 21 شهريور 1405 ساعت: 20:10

کاش جایی بود که میشد از اونجا نگاهت کرد

برچسب: نویسنده: شیوا قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 22 تير 1401 ساعت: 12:34

بی قرار تو ام و در دل تنگم گله هاست

آه، بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب

در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست

+ نوشته شده در سه شنبه ۱۴۰۰/۰۹/۰۹ ساعت 19:23 توسط غریبه  | 

برچسب: نویسنده: شیوا قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 22 تير 1401 ساعت: 12:34

هنوزم کارم اینه مرور خاطرات تو بدونت

برچسب: نویسنده: شیوا قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 22 تير 1401 ساعت: 12:34

اینقدر به تو فک کردم که خودمو فراموش کردم،

حالا دل تنگ خودمم، کسی که دیگه نیست

برچسب: نویسنده: شیوا قنبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 0:20

گم شدم، دوباره تو جنگل چشات گم شدم!

آره، دیدمت، با همون چشمها.... دوباره آشوبم کردی

همه روز هایی که به سختی گذشت با همه ی تلخی هاش، خنجری شد و، به قلبم نشست

و حالا همه چی خلاصه شده تو یه سوال

تو با آن چشم ها با اون نگاه گرم و صمیمی! چطوری تونستی دیگه برنگردی؟!

برچسب: نویسنده: شیوا قنبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 15:38

نادر ابراهیمی میگه: عشق به اعتبار مدت دوامش عشق است؛ نه شدت ظهورش...!

و من این را با تمام وجود درک میکنم، تو چطور؟

برچسب: نویسنده: شیوا قنبری‌پور تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 21:58

فراموشی؟ هه!

هرچیزی منو یاد تو میندازه! مخصوصا دلتنگی

یه دلتنگی کوتاه همه چی رو برمیگردونه

همه چی.......جز تو.

برچسب: نویسنده: شیوا قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:54

خوش باشی هرجا که هستی / یادتم هرجا که هستم

من به رومم نمیارم / که چقد بی تو شکستم

جنگل از بیرون قشنگه / از تو که چندتا درخته

این که محکم باشی اما / از درون بخشکی سخته

برچسب: نویسنده: شیوا قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:54

اون همه بی قراریو، این همه بی وفایی؟!!!

شاید من اشتباه میکنم، شاید همش یه خوابه

کاش بیدار شم با صدای تو.

برچسب: نویسنده: شیوا قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:54

بی تو زنده موندم ولی زندگی نکردم

همین زنده موندن هم مثه مرگیه که هر لحظه تکرار میشه

برچسب: نویسنده: شیوا قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:54

یادت می افتم، با گریه میخندم

رو کل دنیا چشمامو میبندم

رو هرچی دارم حتی رو آینده ام

چشمامو میبندم

برچسب: نویسنده: شیوا قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:54

گرچه نمیپرسی، دیگه تو از حالم

بدجور داغونم، ماه شب تارم

باید تو باشی تا، بهتر بشه اوضاع

اصلا بره کابوس، روشن بشه شب ها

برچسب: نویسنده: شیوا قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:54

تو رو که نمیشه، میخوام خودمو فراموش کنم، اما

مشت مشت خاکی رو که ریختم روی قلبم

یه نسیم از خاطراتت میبره کلا

برچسب: نویسنده: شیوا قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:54

تو رفتی و راحت شدی، من موندمو سوختم

هم اون راحت شدن خوبه و هم این سوختن

اون برای تو و این برای من

برچسب: نویسنده: شیوا قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:54

صفحه بندی